الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

18

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

عليها و لكن على معنى أنها ما كانت لتؤمن إلا بإذن اللّه ، و اذنه أمره إياها بالإيمان ، ما كانت مكلفة متعبدة ، و الجاؤه إياها إلى الايمان عند زوال التكليف و التعبد عنها . » « 1 » « مسلمين به رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - عرض كردند : يا رسول اللّه : اگر افرادى از مردم را كه قدرت دارى به قبول اسلام وادار كنى شمار ما مسلمانان زياد مىشود و بر دشمنانمان چيره مىشويم . رسول خدا - صلى اللّه عليه و آله - فرمود : من نمىخواهم خدا را با بدعتى ملاقات كنم كه در آن باره چيزى به من نرسيده است و من از زورگويان نيستم . اين بود كه خداى تبارك و تعالى اين آيه را نازل كرد : اى محمد ! اگر پروردگارت اراده مىكرد ( ارادهء تكوينى ) هرآينه تمام اهل زمين ايمان مىآوردند ، در دنيا به صورت اجبار و اضطرار ايمان مىآوردند همان‌گونه كه وقت مشاهده و ديدار سختى در سراى آخرت ايمان مىآورند و اگر تو آنها را به چنين كارى واداشته بودى از جانب من نه پاداشى داشتند و نه ستايشى بلكه ارادهء من بر اين تعلق گرفته است كه از روى اختيار و بدون اجبار ، ايمان بياورند تا از جانب من مستحق تقرّب و كرامت و بقاى در بهشت جاويدان گردند « آيا با وجود اين ، تو مردم را مجبور مىكنى تا ايمان بياورند ؟ ! » و اما قول خداى تعالى : « هيچ كسى ممكن نيست ايمان آورد مگر با اذن خدا » اين هم از باب تحريم ايمان بر ايشان نيست بلكه معناى جمله آن است كه نمىتواند مؤمن شود ( توفيق پيدا نمىكند ) مگر به اذن خدا . و اذن خداوند همان امر پروردگار به ايمان است ؛ چيزى كه مورد تكليف و تعبّد مىباشد ، در حالى كه اجبار وى به ايمان موقعى است كه تكليف و تعبّدى در كار نباشد . . . » « 2 »

--> ( 1 - 2 ) توحيد صدوق : ص 342 .